صادق آئينه وند

113

ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )

به آل على ( ع ) بود ، و از آنجا نيروى زيستن و توان رفتن مىگرفت . او به خاندانى عشق مىورزيد كه شهادت را والاترين آرمان مىدانست و آن را در راه رشد و كمال و برومندى مكتبش به آسانى به عنوان تنها حربه‌ى مؤثّر و نهايى به كار مىبرد . در شب سياه استبداد ، كه صداى پاى گزمه‌ها و همهمه‌ى شحنه‌ها ، گوش را خراش مىداد و مبلّغان تمدّن طلايى هارون الرّشيد هرروز شهادت شورشگرى از يورش بران بر كفر و جهل و جور ، و درهم‌شكستن هسته‌ى مقاومتى و حلقه‌ى مبارزه‌اى را جشن مىگرفتند ، تو برادر و خواهر من باور نمىكنى كه خيل چاكران حلقه‌به‌گوش و شاعران چاپلوس ، چه‌گونه صف مىكشيدند و به مدح اين بىهنران فرومايه زبان مىگشودند . در اين ميان تنى چند ، از ستيهندگان متعهّد ، دردمندان خردمند ، تنهايان شب تنهايى ، تنها با تازيانه‌ى شعر ، شمشير هميشه برّان ، حرمت آل على ( ع ) را پاس مىداشتند و زبان برّانشان بر رغم آن همه كذب و افتراء و بهتان ، انقلابيون را بهين‌يار بود و نيكوترين ياور . حال با او همآوا مىشويم : . . . 1 - تقتل ذرّية النّبي وير * جون جنان الخلود للقاتل 2 - ويلك يا قاتل الحسين لقد * نؤت بحمل ينوء بالحامل . . . 3 - ما الشّك عندي في كفر قاتله * لكنّني قد أشكّ في الخاذل . . . 4 - و عاذلي أنّني أحبّ بني * أحمد فالتّراب في فم العاذل 5 - قد دنت ما دينكم عليه فما * وصلت من دينكم إلى طائل 6 - دينكم جفوة النبي و ما ال * جافي لآل النّبيّ كالواصل 8 1 - واى بر شما ! نواده‌هاى پيامبر ( ص ) كشته مىشوند ، آنگاه براى قاتلانشان آرزوى بهشت جاودان مىكنند ! 2 - بدا بر تو اى قاتل حسين ( ع ) ! بار گناهى به دوش مىكشى كه اين‌بار بر كشنده‌ى آن سخت گران و تحمل‌ناپذير است .